پردیس سینمایی چارسو

جیرانی: «خفه گی» متعلق به سینمای وحشت نیست

 غروب روز شنبه 14 اسفند نخستین جلسه نمایش و نقد و بررسی منتخبی از فیلم های جشنواره سی و پنجم فجر در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد. در این جلسه، فریدون جیرانی و نوید محمدزاده مهمان امیر پوریا منتقد و مدرس سینما بودند و بعد از نمایش فیلم «خفه گی»، به بحث دربارۀ آن پرداختند.

در ابتدای این جلسه، پوریا با یادآوری این که درست 9 ماه از زندگی ما در «جهان بدون عباس کیارستمی» می گذرد، به نزدیک شدن سالگرد ورود او به بیمارستان جم و پا گذاشتن در راه بی بازگشت اشاره کرد و افزود: «نباید بگذاریم قصورهای پروندۀ پزشکی ایشان بر اثر مرور زمان، کم رنگ و کم اهمیت شود». در ادامه، کلیپی که به آثار، روند درمان و فقدان فیلمساز بزرگ و بین المللی سینمای ما را می پرداخت، پخش شد و در این روزهای شادمانی همۀ اهل سینما از موفقیت بین المللی اصغر فرهادی، یاد پیشگام این عرصه به این شکل گرامی داشته شد.

با حضور فریدون جیرانی و نوید محمدزاده در پشت تریبون، جلسۀ بررسی فیلم «خفه گی» آغاز شد. جیرانی دربارۀ شکل متفاوت تصویرها و صدا و سکوت های فیلم گفت: «از زمانی که فیلم "قرمز" در دورۀ اصلاحات، در یک شرایط اجتماعی خیلی متفاوت با حالا به موفقیتی رسیده بود، این وسوسه را داشتم که یک بار فیلمی با شخصیت های عجیب و بیمار دیگری بسازم ولی لحن و نوع اجرایش کاملاً با آن فیلم متفاوت باشد. در فیلمنامۀ "خفه گی" بعد از چند نوبت بازنویسی و تست کردن لحن های مختلف، دیدم این نوع کار سرد با فضایی شبیه فیلم های روسی دهه های 1960 و 1970 و ریتم عمداً کند و آرام، اینجا جواب می دهد. کوشش های مسعود سلامی به عنوان مدیر فیلمبرداری، محسن نصراللهی طراح صحنه و دخترم مارال طراح لباس برای درست در آمدن این فضا و تصویرسازی، خیلی تأثیر داشت. این جور وقت هاست که آدم می بیند بحث اهمیت تیمی که در کنارش کار می کنند، تا چه اندازه درست است. ایده های من در فیلمنامه و در ذهنم، بدون این دکورهایی که لوکیشن آسایشگاه روانی و خانه های فیلم را ساختند، بدون سیاه و سفید شدن و نوع نورپردازی و بدون ظاهری که گریم ایمان امیدواری و پوشش ها برای هر نقش ساخت، قابل اجرا نبود».  او افزود: «فیلم با ایجاد تعجب و توهم در بیننده کار دارد. اما به هیچ وجه متعلق به سینمای وحشت نیست. حتی تا جایی که می شود، در تبلیغاتش از این که آدرس غلط به مخاطب بدهیم، پرهیز می کنیم تا توقع نا به جا ایجاد نشود».

نوید محمدزاده هم دربارۀ این که نوع اجرای نقش مسعود سازگار در این فیلم با هر نقش دیگرش فرق اساسی داشته، گفت: «فیلم "خفه گی" تجربۀ خیلی به خصوصی بود و من که معمولاً یک ماه طول می کشد تا فیلمنامه ای را بخوانم، به دلیل شرایط خاص تولیدی آقای جیرانی و گروه شان در سه ساعت فیلمنامه را خواندم و با دیدن تفاوت هایی که در توصیف ایشان از فضای فیلم بود، کار را قبول کردم. راستش "خفه گی" فیلمی نیست که شما از روی متن فیلمنامه بتوانی دقیقاً حدس بزنی یا تجسم کنی که با چه جور فیلمی رو به رو هستی. توضیح خود آقای جیرانی دربارۀ لحن بازی ها و دیالوگ گفتن و فضاسازی باعث شد هر چه بیشتر به کار علاقه مند شوم. برای کسانی که نگاه شان به بعضی کارهای آدم محدود است، دیدن بازی من و کل بازی ها در این فیلم می تواند خیلی جالب باشد. دست تکان دادن در هوا، دیالوگ گویی سریع و خیلی واکنش ها که من در نقش های رئال یا بهتر است بگویم ناتورئال دارم،اینجا می توانست فیلم را به کلی خراب کند. همه چیز در مکث و کندی و سردی می گذرد و این حالت عجیب باید حتی در طرز راه رفتن هم رعایت می شد».

بعد از اشارۀ پوریا به کاربرد ترانۀ مشهور انگلیسی زبان «عشق چیز بسیار باشکوهی است» در فیلم که «با جنایت های ضدرمانتیک شخصیت ها تضاد زیبایی دارد»، جیرانی تشریح کرد: «این ترانه یادگار یک فیلم قدیمی به همین نام است که در ایران به اسم «تپۀ وداع» نمایش داده شد و البته ما اجرای این قطعه در آن فیلم را استفاده نکردیم و به جایش اجرای دیگری از مت مونرو را توی فیلم گذاشتیم که شاید شور رمانتیک بیشتری دارد. اما نکتۀ جالب این است که بعضی دوستان می گویند ممکن است بعدها در اکران عمومی ناچار شوی طبق نظرات نظارتی این آهنگ را از فیلم حذف کنی! من خودم بارها در فیلم های خودم از ترانه انگلیسی زبان استفاده کرده ام و توی فیلم های دیگران هم زیاد دیده ام. وقتی کاربرد درستی در دنیای فیلم و آدم هایش دارد، دیگر به معنای ترویج موسیقی یا فرهنگ غربی نیست. در "خفه گی" که حتی برعکس است و مثل همان چیزی که پوریا گفت، دارد همزمان با وضعیت بیمارگونۀ روابط شخصیت ها، از شکوه عشق حرف می زند و این تضاد، حتی آهنگ را طعنه آمیز می کند». پوریا در همین زمینه اظهار داشت: «امیدوارم با این اعمال سلیقه ها در زمینۀ نظارت، به عقب برنگردیم و امکان نمایش عادات و علایق شخصیت ها در سینمای ایران از همان میزان آزادی که دارد هم پس نرود».

این جلسات با نمایش چهار فیلم دیگر از کارهای مهم و متفاوت جشنواره که شاید کمتر به آنها توجه شد، در پردیس چارسو ادامه می یابد. "اِو/خانه" ساختۀ اصغر یوسفی نژاد، "شماره 17 سهیلا" ساختۀ محمود غفاری، "شَنل" ساختۀ حسین کندری و "نگار" ساختۀ رامبد جوان، این چند فیلم انتخابی را تشکیل می دهند.